پنجشنبه 3 دی1388
بسم الله الرحمن الرحیم
و کربلا و محرم و عاشورا و سودای جانان.
آری حسین از حج کعبه خارج می شود و قصد اتمام حج در کربلا را دارد آری میرود تا قربانی جدش ابراهیم را در کربلا به محضر خدا تقدیم کند آری میرود تا به همه پیغمبران خاتمیت محمد مصطفی(ص) را نشان دهد آری میرود تا حقانیت را به زیباترین واژه ها تاویل کند آری میرود تا راه شهدای بدر را از نو باز کند میرود تا تاریخ را بسازد میرود تا بنی امیه را رسوا کند میرود تا یزیدیان را برای تاریخ معرفی کند میرود تا بیعت نکردن را معنی کند! میرود تا بیعت شکستن را تقبیح کند! میرود تا تیرباران شود بلکه زخمهای جنازه برادر را التیام بخشد و صورت گلگون مادر را مرهم نهد و فرق شکافته پدر را زخم پیچی نماید! حسین میرود و کاروان عشق را در تاریخی ترین لحظه تاریخ و در برهوتی ترین زمان مردانگی و در تپنده ترین جغرافیای زمین بدنبال خود روان ساخته است! چه کاروانی! مملو از لشکر شکست ناپذیر مردان مرد و نیز زنان مرد و جوانان مرد و خدایا چه میگویم! شیرخواره مرد! آری این علم! علم مردان خداست که در دست سقای بی ریاست! و قلب این سپاه زینب است! همان زینت پدر همان زنی که خطابه خواهد خواند! شبیه خطابه پدرش امیرالمومنین و این چه کاروانیست که همه عاشقان خواهان پیوستن به آن اند! اما حیف که زمان را لیاقت جمع کردنشان در آن واحدی از تاریخ نبوده است و چه سودای شیرینیست سودای جان دادن در زیر پای مولا و امام و تحت لوای حجت حق! و این سخن دل آنهایی است که سیاه پوش حسین اند که آه خدایا! آیا چنین امکانی برای ما هم محیا خواهد شد! خدایا از سیدی شهید که دلش آئینه ای بود بنام آوینی خوانده ام که "آنان را که از مرگ میترسند از کربلا میرانند"خدایا آیا شود که ما را از قربانیان کربلا بپذیری و از این امتحانات زمان به سمت سکوی رهایی آزاد سازی و بهشت جوار قربت را به بهایی که خود لیاقت از آن گذشتن را میدهی نصیب گردانی.
جمعه 20 آذر1388
به نام خدا
جریان استحاله شده فکری که در بستر دولت کارگزاران رشد یافته و خود را برای ورود به عرصه عملیاتی آماده می نمود در انتخابات ۷۶ با استفاده از عقده های فرو خورده مردم نسبت به انحصار و یکه تازی های جریان اشرافی گری و با شعارهایی با تم روشنفکری توانست سکان اداره کشور را در دست بگیرد و شد آنچه که نباید می شد و آغاز تسری نگاه تساهل و تسامح در عرصه اجرایی فرهنگی و بسط آن نگاه در عرصه های دیگر و ایجاد تشکیک در باورهای ناب مردم با تئوریزه کردن اجتماعی هرمنوتیک و صدها اتفاق دیگر که در بستر انحرافات فکری سران دولت اصلاحات شکل گرفته بود خود را وارد عرصه اجتماعی کرد و شکاکیت در همه اصول و فروع اولین ثمره آن برای به اصطلاح نخبگان جریان اصلاحات بود و می شد از همان اول هم حدس زد که پایان این جریان نامبارک لاجرم مقصدی جز ادعای عملی سکولاریسم نخواهد بود همانطوری که بعدها از رویکردها مصاحبه ها مقالات سخنرانی ها و موضعگیری های آنها روشن گردید که در این مقال مجال بسط و توضیح این مقوله نیست اما از نکات جالب توجه این جریان هم جبهه شدن همانهایی بود که مردم از لج آنان به اینان رای داده بودند و این ماهیت جنگ زرگری آن موضع گیری ها را نشان میداد. در آن مقطع دغدغه عمده اهل بصیرت دین مردم بود دینی که با نگاه حیات بخش امام راحل (منبعث از اسلام ناب محمدی و با آموزه های اهل بیت (ع)) باید در عرصه اجتماع حضور می یافت و می بایستی جامعه را اداره میکرد نگاهی که دین را از گوشه محراب به اداره عرصه های حیات اجتماعی جامعه کشانده بود و این همان حقیقت اسلام بود و گرنه با دینی که همه قرائت ها را به رسمیت بشناسد و همه عملکرد ها را بپذیرد و ولایت هر حاکم و طاغوتی را پذیرا باشد و در مجموع کاری با دیگر مسائل نداشته باشد اصولا دین بدی برای هیچ مستکبری نیست. آری حمله به مبانی انقلاب و تفکر امام راحل با استفاده از انحرافات و تاثیرپذیری های جریان به اصطلاح روشنفکری مستقر در دولت آقای خاتمی از جریان فکری امانیستی رنسانسی و فهم غلط از اسلام آغاز شده بود و مقابله با این جریان نیاز به دانشمندانی تیزهوش زمان شناس و متبحر داشت مقابله ای که جهادی کامل بود آری دفاع از خط امام بود و نیاز به مطهری های زمان داشت. آنجا تکیه سران انحراف بر روی دموکراسی بود و با پر رنگ کردن تصنعی این امر سعی در منسی نمودن محتوای اسلامی انقلاب داشتند جاییکه ناظر بی طرف کلامی از امام را در استدلالهای مدعیان اصلاحات نمی دیدند. پس از شکست تاریخی و بزرگ شان در چند انتخابات پشت سر هم از شورای شهر گرفته تا مجلس هفتم و بعد ریاست جمهوری و سپس مجلس هشتم نظریه پردازان جریان نفاق جدید متوجه مشکل عدم اقبال مردم به خود گشتند و آن را در فاصله گرفتن از باورهای دینی مردم دیدند. نکته بسیار با اهمیت دراین میان تایید این نگاه بود که مردم کاملا پخته و حساب شده از آرمانهای انقلابشان پس از ۳۰ سال دفاع می کنند و بر خلاف بسیاری از عوام خواص نما هنوز هم بر باورهای انقلابشان باور دارند و مثل اندکی از تسخیرکنندگان لانه جاسوسی انقلابشان را از روی احساسات انجام نداده بوده اند که اکنون با گذشت زمان و فروکش نمودن آن هیجانات از کرده خود پشیمان شوند بلکه به درستی با استفاده از قالب جمهوریت از محتوای اسلامیت نظامشان دفاع کردند و به نظر نگارنده این بزرگترین پیام حرکتهای اجتماعی در دهه گذشته تاریخ سیاسی کشورمان است. اینجا نقطه عطف پلیتیک سیاسی مردم در مقابل بازیگران تئاتر آمریکایی بود عاملی که باعث فرار امثال مهاجرانی به خارج از کشور شد و تمرکز سران استحاله را بر روی بنگاه جرج سوروس برای نجات خود موجب گردید یعنی راهی باید پیدا می شد تا این اکثریت اقلیت شده دوباره حیات سیاسی یابد و اینجا بود که شعار های مردم سالاری و دموکراسی و احترام به حقوق اکثریت و فصل الخطاب بودن نظر مردم و ... همه بر باد رفت و مدعیان دموکراسی بر رای مردم شوریدند و این یعنی اتفاقات پس از انتخابات ایران یعنی مظلومیت اکثریتی که گرفتار دیکتاتوری مدرن مخملی سوروسی اقلیت شده اند دیکتاتوری که این بار رنگ باورهای مردم را به تن کرده بود و اکثریتی که در اقلیت بودنشان هم مظلوم بوده اند و اکنون که اکثریت مطلقند نیز مظلومند آری دیکتاتوری اکثریت بر اقلیت و عدم قبول حقوق آنان عملی غیر اسلامی و غیر انسانیست اما دیکتاتوری اقلیت بر اکثریت خود مقوله ای نه تنها غیر انسانی و غیر اسلامیست بلکه خنده دار هم می نماید و این همان تجربه لیبرال دموکراسی در چند کشور بوده است که انقلابات مخملی بعد از انتخابات آنها راه افتاده است کشورهایی که رهبری برای دفاع از حق مردم نداشته اند کشورهایی که فاقد فصل الخطابند و قانون اساسی هایی که ولایت فقیه ندارند. این انتخابات چهره ها را نشان داد آری این چهره واقعی دیکتاتوری مدعیان دموکراسی است چهره همانهایی که زمانی تقلید را کار میمون (سال۸۱) می دانستند و اکنون شب و روز راه قم می پیمایند همانهایی که امام و تفکرش را در همان سالها به موزه تاریخ سپردند و ادعا کردند امام را به موزه باید سپرد و اینک منادی راه امام اند! و این است آنچه که باید دانست آری امام فرمود "میزان رای مردم است و ملت اسلام میخواهد" و چه خوب مردمش را شناخته بود این یگانه مرد تاریخ. آری این میزان اسلام را نشان میدهد و چه زیباست این مردم سالاری دینی. حال میتوان به درستی مقاومت رهبر انقلاب در تسلیم نشدن در برابر فشارهای متنفذین را دریافت آری منادیان دموکراسی بیایند و ببینند که این تنها و تنها ولایت فقیه است که در برابر دیکتاتوری ایستاده است و از مردم سالاری و جمهوریت نظام دفاع میکند همانطوری که در سالهای گذشته از اسلامیت نظام دفاع نمود و برای حفظ و صیانت از آرای مردم هر هزینه ای را به جان خرید. آری عمارهای زمان باید بگویند و تاریخ قضاوت خواهد کرد برای دفاع از قالب جمهوریت و محتوای اسلامیت نظام چه رنجها که نبرده ایم و رهبرمان چه خون دلها که نخورده است اینجا دیگر احمدی نژاد مطرح نیست این دفاع از میراث امام است دفاع از خون شهیدان است دفاع از آزادی است دفاع از مردم سالاری دینی است و این دفاع از حق است.
یا علی
جمعه 13 آذر1388
با سلام

عید همه شما دوستان مبارک
عید غدیر خم عید همه کسانیه که میفهمند که به هدایت الهی و سرپرستی خدا نیاز دارند
واقعا خدا رو شاکریم که پرچم ولایه امیرالمومنین بالای سرمون برافراشته است و ان شاالله با ظهور مولای منتظر حضرت مهدی(عج) همه منتظران قائم به کشتی نجات اهل بیت بپیوندند و در آن روز ما هم جزو شیعیان واقعی باشیم و از طرف همه دوستان دعا میکنم که خدایا تا اون روز همه ما رو از همه امتحانات خودت و فتن زمانه حفظ فرما و سربلند بیرون بیاور و خودت ما رو برای التزام رکاب آقا تربیت الهی کن.

دیدم هیچ هدیه ای بهتر از کلام مولی امیرالمومنین علی(ع) در این عید بزرگ وجود نداره پس به همه عزیزان توصیه برادرانه میکنم که اگر دوست دارند معرفتشون عمیق تر بشه این روایت شیرین و زیبا و پر مغز رو بخونند: (ضمنا این هدیه رو یکی از دوستان برای پست الکترونیکی من فرستاده بود ایشون و بنده رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید):
حديث معرفة اميرالمومنين بالنّورانيّة
« محمّد بن صدقه نقل کرد: ابا ذر غفارى از سلمان فارسى پرسيد معرفت امام امير المؤمنين عليه السّلام به نورانيّت چگونه است؟ سلمان گفت با هم برويم از خود مولا سؤال کنيم آمديم خدمت امير المؤمنين عليه السّلام ايشان را نيافتيم. مدتى منتظر شديم تا آمد. سؤال فرمود براى چه آمدهايد؟
(لطفا ادامه مطلب را ببینید چون حجم صفحه اصلی زیاد شده و بنا به توصیه یکی از دوستان سبک نگه اش میدارم)
ادامه مطلب
پنجشنبه 5 آذر1388
به نام خدا
وقتی آدم ابوالبشر در صحرای عرفات راه نجاتش را یافت وقتی ابراهیم خلیل الله مناسک حج را از جبرئیل امین در اینجا می آموخت شاید لذت نجوای عاشقانه حسین(ع) را درک نمی کردند و چه زیباست ناله های سیدالشهدا با پروردگار خود آنجا که الطاف الهی را می شمرد و چه زیبا خدا را می ستاید آنجا که او را به صفاتش می شمرد و خود را به صفاتش میشناساند و چه عرفه ایست این عرفه شاید این معارفه ایست برای معاشقه! انت الذی ... انا الذی... خدایا این دریای مواج طوفانی اشک های حسین است که بر ساحل امن تو می خوابد و آرامش می یابد آرامش میدهد آرامش میسازد! خدایا چه سری است در این اشک ها که تا عالم برقرار است اشک های عاشقانش را تو خود خریداری! خدایا او را چه میشود مانند مسافران بی بازگشت دعا میکند! خدایا صاحب نهضت را چه میشود که گویی اشک ها اشک وصال است که بر تربت عرفات میریزد. نه این عرفات است که بر فراق حسین(ع) اشک ریز است خدایا این سرزمین بر کربلا غبطه میخورد! بارالهی شاید این نجوای مولا دردهای فروخورده آل رسول را التیام میبخشد! ای آرام بخش دلها ای دارای مخازن زمین و آسمان ای خدای حسین(ع)! او عازم است به دیار غربت و آنجا که تو را بر غریبی اش می خواند شاید باد صبا خبری از مسلم آورده است آری این نجوا نجوای وصال است نه تنگنای فراق! این نجوا نجوای شهادت است نه مرگ! این نجوا نجوای حسین است که او را جاودانه خواهد کرد تربتش را شفا و زیر قبه اش را دارالاجابه!
ای حسین ای سردار سرهای بردار! ای حسین ای شمس شموس فروزان! دریاب که مجرای حکمت و رحمت خدا بر عالم شمایید و دریاب که عالم جیره خوار دریافتن های شماست.
بعد از این چند سطر خودم در ادامه مطلب گزيده بيانات رهبر معظم انقلاب در مورد دعا و روز عرفه را از خبرگزاری فارس برایتان ارمغان روز عرفه قرار داده ام. ما اینجا امروز را عرفه گرفتیم و به حسب برادری شما را دعا کردم پس شما هم چنین کنید که دعای مومنین در حق هم مستجاب است.
ادامه مطلب
دوشنبه 11 آبان1388
سلام
یادش بخیر می گفت تکلیفمون بالاتر از هر چیز دیگه ایه! یادمه روزیکه به نظام و انقلاب فحش دادن و تو روز روشن تو صحن اصلی دانشگاه روبروی نمازخونه مرکزی (که بعدا شد تالار شهید شفاهی) از پشت تریبون ...
این بخش قسمتی از خاطرات دانشگاه هست که از سر دلتنگی نوشتم و اگر اسم کسی از قلم افتاده بذاره به حساب فراموشی یا مشغله و یه یادآوری کنه تا متنم رو نه بخاطر اون بلکه بخاطر غنی تر شدن خاطراتم اصلاح کنم پس خواهش میکنم از یادآوری هرنکته ای به بهانه تقوا مضایقه نکنید.
این مطلب احتمال ویرایش و اصلاح در آینده رو هم داره لذا اگر اصلاحی داشت در خود صفحه اصلی مطلب با رنگ دیگه متذکر خواهم شد.
از این پس هم طالب خاطرات دوستان در این بخش هستم.
لطفا مطلب ۷۸ای ها رو تو ادامه مطلب بخونید.
یا علی
ادامه مطلب
جمعه 8 آبان1388
خبرگزاري فارس: حضرت آيت الله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به كنگره جهاني امام رضا (ع) در سال 1363 سياست ورزي اين امام همام را مورد تحليل قرار دادند.
ادامه مطلب
یکشنبه 3 آبان1388
آیت الله جوادی آملی:
اگر کسی تقوا را از دست بدهد علم وابسته به تقوا و وارستگی را نیز از دست خواهد داد و علم، تنها از راه حواس پنجگانه به دست نمیآید.
این جمله رو سایت تابناک به نقل از آیه الله جوادی آملی زده بود به نظرم جمله عمیقی اومد که باید ریشه در قرآن داشته باشه مثل آیه شریفه «ان تتقواالله یجعل لکم فرقانا» (سوره مبارکه انفال / 29).
پذیرای نظرات عزیزان در این باره هستم.
پنجشنبه 23 مهر1388
برای یک کار آزمایشگاهی در دانشگاه نیگاتا بودیم. بین دانشگاه و محل هتل فاصله ای در حدود ۴۰ دقیقه با قطار و پیاده (تواما) وجود داشت. روزی پس از اتمام کار به ایستگاه قطار آمدیم و سوار شدیم.
ادامه مطلب